تبلیغات
دانشجویان پزشکی 87 کرمان
قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای

دانشجویان پزشکی 87 کرمان

شعری زیبا از مهرداد اوستا :


وفا نكردی و كردم، خطا ندیدی و دیدم
شكستی و نشكستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشیدم از تو كشیدم، شنیدم از تو شنیدم

كی ام، شكوفه اشكی كه در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روی شكوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نكردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نكردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی كه نبردم، ملامتی كه ندیدم

نبود از تو گریزی چنین كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشك نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نكردی و كردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده:...


ادامه مطلب

طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 ] [ 09:27 بعد از ظهر ] [ امیرحسین مرادی ]

جالب بدونید ایران:


ادامه مطلب

طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 ] [ 12:13 بعد از ظهر ] [ امیرحسین مرادی ]

ازمردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه آن جالب بود
سؤال از این قرار بود:
نظر خودتان را راجع به كمبود غذا در سایر كشورها صادقانه بیان كنید؟
و جالب اینکه كسی جوابی نداد
چون
در آفریقا كسی نمی دانست 'غذا' یعنی چه؟
در آسیا كسی نمی دانست 'نظر' یعنی چه؟

در اروپای شرقی كسی نمی دانست 'صادقانه' یعنی چه؟
در اروپای غربی كسی نمی دانست 'كمبود' یعنی چه؟
و در آمریكا كسی نمی دانست 'سایر كشورها' یعنی چه؟



طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 ] [ 08:51 قبل از ظهر ] [ امیرحسین مرادی ]
1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست
2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه
7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید
8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!
9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد
10- فقط شما میتونید برید استادیوم
11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید
12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید
13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید
14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید
15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید
16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره
17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید
18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید
19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید
20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید
21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟
22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...
23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید
24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید
25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید
26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید
27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید
28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید
29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید
30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه
31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد)
32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید
33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید
34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه
35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون
36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید
37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید
38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد)
39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره
40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست
41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید
42- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند
43- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید
44- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد
45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید
46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند )
47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد
48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید
49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)
50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)



طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ سه شنبه 9 آذر 1389 ] [ 09:51 قبل از ظهر ] [ صائب عبدلی ]

"من زندگی را دوست دارم ،ولی از زندگی دوباره می ترسم"

 

"دین را دوست دارم، ولی از کشیش ها می ترسم"

 

"قانون را دوست دارم، ولی از پاسبان ها می ترسم"

 

"عشق را دوست دارم، ولی از زن ها می ترسم"

 

"کودکان را دوست دارم، ولی از آیینه می ترسم"

 

"سلام را دوست دارم، ولی از زبانم می ترسم"

 

"من می ترسم، پس هستم ؛ این چنین می گذرد روز و روزگارمن"

 

"من روز را دوست دارم، ولی از روزگار می ترسم"

 

 

                                                                 "  پوریا "




طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ سه شنبه 11 خرداد 1389 ] [ 11:39 بعد از ظهر ] [ کاربر مهمان ]

پنچشنبه رو که یادتون هست . پنچشنبه خونینو میگم ، مورخ شانزدهم اردیبهشت سنه یکهزارو سیصدو هشتادو

نه ، روز برخورد تمدن ها


ادامه مطلب

طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 ] [ 08:38 قبل از ظهر ] [ محمد امین شجاعی ]

                                              (هوالمحبوب)

اول کلوم سلام!

سلام خدمت تموم بچه های ای!گل پزشکی87

نمیدونم چرا ولی حس کردم باید یکی اینا رو بگه!این ترم ترم چهارمیه که ماها با هم و در کنار هم داریم میایم دانشگاه که مثلا دکتر بشیم اما هدف ما فقط همین نیس!ما اومدیم که یه چیزای دیگه ای  هم مثل زندگی جمعی ،نحوه ی برخورد با دیگران(خصوصا کسایی که قسمت زیادی از لحظاتمونو چه تو دانشگاه وچه محیط بیرون باهاشونیم)،بودن و چگونه بودن با دیگران و خیلی چیزای دیگه رو یاد بگیریم یا لااقل بهتر یاد بگیریم.

حس میکنم که ما دیگه یه کلاس نیستیم ،ما دیگه اون بچه های پرشور وباحال وپایه نیستیم ،ماها دیگه همکلاسی نیستیم ،ماها الان فقط چند نفر آدمیم که روزا به اجبار فقط پا میشیم  میایم یه جا و به ناچار یه مدت با همیم و بعدشم بر میگردیم خونمون!همش دنبال بهانه ایم که بپریم به هم یا از هم سوتی بگیریم و از این جورکارا

خدایی دلم لک زده واسه اون شور و هیاهوی سال اول. پس یهو چی شد؟کجا رفت اون انرژی؟کجان اون بچه های باحال؟ ترو به هر کی که می پرستین قسم ،یه کم فک کنین و به خودتون بیاین!با این وضع تا پایان این هفت هشت سال میشیم یه مشت آدم خشک و بی روح!

میخوایم یه اردوی ساده بریم هزار تا حرف در میاد،میگیم خیلی عادی یه شبو شام با هم باشیم هزار جور ادا واطوار در میارین،هزارتا بهانه میارن.بابا بخدا خبری نیست،از شماها که مثلا قشر روشنفکراین جامعه هستین بعیده این بچه بازیا!!!دس وردارین!!!

یکی میگه به گناه نیفتیم،یکی میگه عاقد ببریم،اون یکی میگه یعنی پارتی بگیریم؟؟؟  به خدا زشته ، به قرآن عیبه مثه این جوونای الاف خیابونی برخورد میکنین یعنی شماها اینقد فکرتون منحرفه و اینقد به خودتون شک دارین که. . .!والا نمیدونم چی باید بگم؟!؟!

این چیزا رو اصلا نباید تو جمع وتو دید همه زد اما راه دیگه ای به ذهنم نرسید بیاین یه بار دیگه بشیم همون ورودی که یه شبه همت کرد و تو انتخابات انجمن اسلامی اونجوری ترکوند!

امیدوارم به حرفام فکر کنین و هر کی هم که اینو خوند به بقیه هم بگه بخونن و از حرفامم ناراحت نشده باشین!!!

بیخیال این حرفا!دیگه نزدیک عیده و قراره کم کم جماعت برن ولاتشون واسه همین بچه ها پیشنهاد دادن که یه برنامه بذاریم که دور هم باشیم. میدونم که کوئیز فیزیو داریم ولی تا اون موقع میشه کامل خوندش هیچ مشکلی هم نداره!بهرحال روز جمعه فرصت خوبیه واسه یه روز خوب وخاطره انگیز شدن. هر کی که مطمئنه که میخاد جمعه خوبی داشته باشه اعلام آمادگی و حضور کنه واگه پیشنهاد خاصی هم داره بگه که اگه تعداد کافی بشه برنامه ریزی کنیم  و ایشاا... بمون خوش بگذره               منتظریم!




طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ دوشنبه 17 اسفند 1388 ] [ 09:10 بعد از ظهر ] [ کاربر مهمان ]

تجمع بزرگ دانشجویان و اساتید علوم پزشکی و اعلام انزجار از هتاکی به امام عظیم الشان انقلاب:

فردا ساعت 10:30 روبروی پردیزه ی علوم پزشکی.

انشاالله که شاهد حضور پرشور شما دوستان عزیز انقلابی و دنباله رو راه امام باشیم!

ضمنا سرویس راس ساعت 10 از روبروی بیمارستان حرکت خواهد کرد.




طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ دوشنبه 23 آذر 1388 ] [ 07:40 بعد از ظهر ] [ فهیم خواجه بهرامی ]

دانشجوی عزیز اگر قرار است پیشرفت کنیم،باید تمرکزمان را بیشتر روی تغییرفرهنگ بگذاریم ، تا روی تغییرات سیاسی. چون سیاست قدرت ها را جابجا میکند در حالی که فرهنگ ، نحوه ی نگرش جامعه را تغییر میدهد .

در ضمن 16 آذر روز دانشجو رو به همه اعم از دانشجو(خصوصا دوستان عزیز پزشکی 87) و غیر دانشجو تبریک میگم.




طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ دوشنبه 16 آذر 1388 ] [ 08:14 بعد از ظهر ] [ فهیم خواجه بهرامی ]

یه روز یه فرد مثلا دوست بهم گفت:

دنیا پر آدماییه كه در همان حال كه تو را میبوسند نقشه ی طناب دار تو را در سر ترسیم میكنند...آن روز این سخن  از خوش باوری برایم سخت سنگین و خالی از احساس و غیر قابله باور كردن بود ولی امروز میفهمم كه  آن دوست به خود نیز مشكوك بود...چون برای من هم همان كرد كه از دیدگاهش همه اینگونه اند...چه ساده لوحانه قصد كردم زیباییه از بین رفته دوستیها را برایش یاد آور شوم ولی چه سود؟همه مان از درك خیرخواهی عاجزیم...این اوج بلاهت است كه حتی دوستانتان را صاف و ساده و صادق بیانگارید و اوج خلوصتان را برایشان بگذارید و در خفا به یادشان باشید و برایشان در درگاه خدا دعا كنید....

اجازه ی سوئ استفاده به دیگران دادن باور كنید كه خود ظلمی به روح و نفس بلند مرتبه شماست...

در آداب امر به معروف و نهی از منكر گفته شده:اگر بدانید گوش شنوا و چشم بینا و دلی بیدار برای سخنتان وجود ندارد ازین فریضه بپرهیزید...

در بدو تولد عشق ریشه اش را از بنیاد بكنیم...این هم نتیجه احساس مسئولیت و وظیفه در قبال تمام افرادی كه بگونه ای سرنوشتت را با آن ها در آمیخته میدانی..

خداوند خیرتان دهاد شما را به خیر ما را به سلامت...

 

ز رفیق دیو سیرت به خدای خود

پناهم // مگر آن شهاب ثاقب مددی

 دهد خدا را...

 

کم سوادانی مثل ناشناس توجه کنن که همونطورکه نمیدونین!!!از دیوان حافظ نسخه های مختلفی وجود داره که بعضی از ابیات توی بعضی از کلمه ها یا حتی عبارات کاملا باهم فرق دارن...مثالهای زیادی وجود داره که اگه به بزرگترت (در صورت صلاحیت)رجوع کنی ایشالا اگه خدا بخواد شاید کم کم به مرور زمان متوجه شدی!!!!سعی کن هیچوقت لو نری که کی هستی چون خیلی مسخره ای و کم درک...




طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ جمعه 9 مرداد 1388 ] [ 09:41 قبل از ظهر ] [ سیاوش آثار ]
[ پنجشنبه 8 مرداد 1388 ] [ 12:06 قبل از ظهر ] [ سیاوش آثار ]
 
 
 
 
مرد ثروتمندی به سفر میرفت سر راه به باغی رسید و برای کمی استراحت از اسبش پیاده شد و در گوشه ی باغ نشست.

در همین هنگام نوکر صاحب باغ چند قرص نان برای باغبان اورد.باغبان خواست یکی از نان ها را بخورد که سگ لاغری وارد باغ شد.باغبان نان را جلوی سگ انداخت و سگ نان را با اشتها خورد و باغبان دومین قرص نان را هم جلوی سگ انداخت و وقتی دید سگ با اشتها و ولع نان دوم را هم بلعید سومین قرص نان را هم به حیوان داد.مرد ثروتمند که از رفتار مرد باغبان به شدت تعجب کرده بود از باغبان پرسید: که هر سه نان را به سگ دادی پس حالا خودت چه می خوری؟

باغبان گفت فرض می کنم امروز روزه هستم! این سگ خیلی گرسنه بود و من حدس زدم از جایی دور امده و در این جا غریب است پس من چگونه می توانستم نان ها را خودم بخورم و این حیوان را گرسنه بگذارم؟ مرد ثروتمند در دلش رفتار باغبان را تحسین کرد و با خود گفت:مردم مرا ادم بخشنده ای میدانند اما این باغبان فقیر از من بسیار بخشنده تر است.من باید همین امروز این باغ را از صاحبش بخرم و به باغبان ببخشم! 

 





طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ دوشنبه 5 مرداد 1388 ] [ 08:03 بعد از ظهر ] [ سیاوش آثار ]

 

فخر دو جهان خواجه فرخ رخ اسعد        مولای زمان مهتر صاحب دل امجد 

 آن سید مسعود خداوند موید            پیغمبر محمود ابوالقاسم احمد

 وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد         این بس كه خدا گوید ما كان محمد




طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ دوشنبه 29 تیر 1388 ] [ 09:50 قبل از ظهر ] [ فهیم خواجه بهرامی ]
نه بابا! عیدو(مبعث) نمیگم که......

می خوام یه تبریک بگم به وسعت تمام هستی

 

 به یکی از دوست داشتنی ترین دوست هام صائب عبدلی:

صائب عزیز امیدوارم خوشبختی کمترین واژه باشه واسه وصف زندگی تون.......

با صائب شرط بستم که قسمت نظرات این مطلب پر از پیام تبریک میشه.......

میشه......

(شرمنده صائب جان قرار بود این موضوع تا اول مهر مسکوت بمونه ولی حالا که دیدیم لو رفته گفتیم بذار یه تبریک مختصر خدمت جنابعالی عرض کنیم) 




طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ چهارشنبه 24 تیر 1388 ] [ 08:11 قبل از ظهر ] [ فهیم خواجه بهرامی ]

من نمی دونم که شما چه دیدی را از جیرفت در ذهن خود پرورانده اید و به کدوم افتخارات ان اشنائی دارید و یا اصلا نظرتون در مورد جیرفت چی هست و یا اصلا کدوم روی سکه رو دیده اید ایا دیده اید که غربی ها به جیرفت افتخار می کنند و ایا دیده اید که باستان شناسان از فرانسه برای دیدن تمدن جیرفت به ایران می ایند و ایا دیده اید حسرت باستان شناسان را برای نابودی تمدن جیرفت، به دست قوم پارسی زبان. و نمی دونم شما از روی چه حسی در مورد جیرفت نظر می دید نمی دونم چرا کسی که تا به حال به جیرفت نیومده و هیچ اشنائی هم نداشته که حداقل چند روزی در جیرفت زندگی کرده باشه و هیچ گونه اطلاعات عمومی صحیحی هم نداره میاد و به راحتی می گه که جیرفت محل کشتار و خونه و اصلا نمی شه در این شهر زندگی کرد و جالب اینه جوری می گه که انگار چندصد سالی رو در جیرفت گذرونده و چندصد نفر از اقوام انها در جیرفت کشته شده و از شهر و دیار خود نمی گه و نمی گه که مثلا در تهرانی که به قولی بافرهنگ هستند چه اتفاقاتی می افته و چه کسانی مثل بیجه وجود دارن که به ۲۷ کودک تجاوز می کنند و بعد انها رو به فجیع ترین وضع می کشند و یا در شهر های دیگه که ادعای فرهنگ دارند هزاران اتفاق فجیع تر از این رخ میده و میان از بدی جیرفت می گن. من نمی خوام بگم که کسی از جیرفت اهل دعوا نیست اما اینجوری هم که در مورد جیرفت می گن نیست جیرفت رو وحشتناک نشان میدهند در حالی که خود از همه وحشتناکترند. شاید جالب باشه براتون که در اشیا عتیقه که از ۷۰۰۰ سال پیش در جیرفت بدست امده کمتراشیا جنگی بدست امده، که این نشان از صلح طلب بودن جیرفتی ها در گذشته است. خواهش می کنم ببیائیم و این واقعیت ها مانند این که جیرفت سراغاز تمدن بشریت است رو بپذیریم و و نیائیم مانند کسانی باشیم که می خواهند با عناوینی مثل دعواگری جیرفتی ها بر کمبود افتخارات شهر و دیار خودشون سر پوش بگذارند.


یه نگاه بندازی بد نیست

طبقه بندی: اطلاعات عمومی، 
[ یکشنبه 14 تیر 1388 ] [ 08:17 بعد از ظهر ] [ فهیم خواجه بهرامی ]
خاطرات شیکاگو

همه چیز در یک روز پاییزی در سال 1950 شروع شد؛ آن موقع من دانشجوی سال سوم پزشکی بودم. یک ترم تمام درس مامایی را خوانده بودیم و بعد از اتمام دوره نظری، دانشگاه ویسکانسین ما را در گروه‌های کوچکی به «مرکز بهداشت مادران شیکاگو» می‌فرستاد تا یک ماه دوره عملی را در آنجا سپری کنیم. این مرکز در محل تقاطع خیابان ماکسول و بزرگراه نیوبری واقع شده بود و در بخش جنوبی شیکاگو قرار داشت، همان ‌جایی که از نظر ما یک محله کثیف و شلوغ و به نوعی «ناکجا آباد» بود...

 

(یه کم طولانی هست ولی تا آخرش بخونی خیلی خوبه)

ادامه ...


ادامه مطلب

طبقه بندی: پزشکی،  اطلاعات عمومی،  ورزشی،  ادبی، 
[ یکشنبه 20 اردیبهشت 1388 ] [ 10:35 قبل از ظهر ] [ صبا برخوری مهنی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

دکتر شریعتی
وضعیت آب و هوا
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
fgfgfgfg

بازی آنلاین

فال عشق

فال حافظ

فونت های زیباساز

قالب وبلاگ

ساخت کد صوتی آنلاین

نمایش رتبه سنج گوگل

ابزار تقویم جلالی

نمایش اوقات شرعی

ایجاد گالری عکس

ایجاد فرم تماس

Download