تبلیغات
دانشجویان پزشکی 87 کرمان
قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای

دانشجویان پزشکی 87 کرمان



[ یکشنبه 29 اسفند 1389 ] [ 11:45 قبل از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]
-

دکتر علی اکبر خان نفیسی

ناظم الاطبا

ناظم الاطبا ریشه در خاندانی کهن داشت که بیش از پانصد سال دانشمندان بسیار در فنون مختلف از آن برخاسته اند.نیای هفتم وی میرزا سعید شریف کرمانی از پزشکان نامدار قرن یازدهم بود که مدتی در سمت رئیس پزشکان شاه عباس بزرک خدمت می کرد.مرحوم علی اکبر خان ناظم الاطبا در سال 1263 قمری در کرمان به دنیا آمد.تحصیلات مقدماتی خود را در کرمان به پایان رساند و با مساعدت مرحوم وکیل الملک نوری حکمران مقتدر کرمان در سال 1282 ق.برای فراگیری علم طب در مدرسه دار الفنون به تهران آمد.او پس از فراغت از تحصیل خدمات شایانی به پزشکی کشور نمود و در سال 1290ق.که ناصر الدین شاه از سفر اول فرنگستان بازگشت،ناظم الاطبا را به ریاست و ماموریت تاسیس مریضخانه دولتی(ابن سینای کنونی)برگزید.او در نخستین مجلس حفظ الصحه که در سال 1293ق.در تهران تشکیل شد عضویت داشت و کتب متعددی در علم پزشکی تالیف و ترجمه نمود.او همچنین در زمینه تاسیس مدارس جدید در ایران تلاشی گسترده کرد و در زمینه های فرهنگی حضوری چشمگیر داشت.از جمله آثار ارزشمند او می توان به تالیف لغت نامه فرنود سار اشاره نمود که بعد ها به همت فرزند برومندش مرحوم استاد سعید نفیسی منتشر شد. وفات این مرد بزرگ به سال 1303ش.روی داد.




[ شنبه 14 فروردین 1389 ] [ 08:03 قبل از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

ای بهار

ای میهمان دیر آینده

کم کمک این خانه آماده است

تک درخت همسایه ی ما هم

برگهای تازه ای داده ست

گاهگاهی هم

همره پرواز ابری در گذار باد

بوی عطر نارس گل های کوهی را

در نفس پیچیده ام آزاد

این همه می گویدم هر شب

این همه می گویدم هر روز

باز می آید بهار رفته از خانه

باز می آید بهار زندگی افروز

نوروز مبارک با آرزوی سالی سر شار از موفقیت برای تمام دوستان




[ سه شنبه 3 فروردین 1389 ] [ 08:35 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

پروفسور ژوزف دزیره تولوزان

پزشک مخصوص ناصر الدین شاه

دکتر تولوزان در سال 1820م.در جزیره موریس متولد شد و پس از تحصیل در رشته پزشکی به درجه پروفسور اگرژه دو گراس رسید.او پس از مرگ ارنست کلوکه به در خواست ناصرالدین شاه به تهران آمد و علاوه بر طبابت در دربار،ریاست اصلاحات بهداشت عمومی را نیز بر عهده گرفت.او در حدود چهل سال خدمات شایانی به بهداشت کشور نمود که از آن جمله می توان به تاسیس شورای مرکزی حفظ الصحه که در حکم وزارت بهداشت امروز بود،برقراری قرنطینه برای نخستین بار در ایران،تدریس در دار الفنون و کنترل اپیدمی های طاعون و وبا در کشور را نام برد.بسیاری از دانشجویان ایرانی با مساعدت او برای ادامه تحصیل به فرانسه رفتند که هر یک پس از بازگشت به کشور به درخشش دانشگاه تهران و طب جدید کمک شایان توجهی نمودند.دکتر تولوزان در سال 1897م.در تهران وفات یافت و در گورستان کاتولیک ها در اکبر آباد به خاک سپرده شد.




[ شنبه 8 اسفند 1388 ] [ 08:17 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

دکتر یاکوب ادوارد پولاک

استاد مدرسه طب دار الفنون

دکتر پولاک در سال 1818م.در ناحیه ای در کشور چک کنونی که در آن زمان  تحت فرمانروایی اتریش بود به دنیا آمد

او بعد ها به دانشکده پزشکی وین راه یافت و در رشته پزشکی فارغ التحصیل گردید و در سال 1851م.چند روز پس

از کشته شدن میرزا تقی خان امیرکبیر به ایران آمد.او نزدیک به یک دهه در ایران ماند،زبان فارسی را آموخت و با 

فرهنگ و ادب ایران آشنا شد.او پزشکی جدید را به دانشجویان آموخت و نخستین بار جراحی سنگ مثانه را با 

بیهوشی اتر در سال 1854م.در بیمارستان دولتی(ابن سینا) انجام داد.همچنین اولین مورد کالبد شناسی بر روی

جسد یک اروپایی در ایران توسط او انجام شد.دکتر پولاک نویسنده نخستین کتاب آناتومی نوین در ایران بود که

توسط میرزا محمد حسین خان افشار به فارسی ترجمه شد.او همچنین سفرنامه ارزشمندی در مورد ایران دارد.

وفات او در سال 1891م.در وین اتفاق افتاد.

 

 




[ چهارشنبه 21 بهمن 1388 ] [ 08:30 قبل از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

دوستی

دل من دیر زمانی است که می پندارد:

"دوستی" نیز گلی است،

مثل نیلوفر و ناز،

ساقه ترد و ظریفی دارد.

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

جان این ساقه نازک را

           - دانسته -

                   بیازارد!

 

در زمینی که ضمیر من و توست،

از نخستین دیدار ،

هر سخن ، هر رفتار ،

دانه هایی است که می افشانیم.

برگ و باری است که می رویانیم

آب و خورشید و نسیمش " مهر" است .

گر بدانگونه که بایست به بار آید ،

زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید .

آنچنان با تو درآمیزد این روح لطیف ،

که تمنای وجودت همه او باشد و بس.

بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس .

زندگی ، گرمی دلهای به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است .

در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز،

عطر جان پرور عشق

گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز

دانه ها را باید از نو کاشت!

آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان

خرج می باید کرد .

رنج می باید برد ،

دوست می باید داشت !

با نلاهی که در آن شوق برآرد فریاد

با سلامی که در آن نور ببارد لبخند

دست یکدیگر را

بفشاریم به مهر

جام دلهامان را

     مالامال از یاری ، غمخواری

بسپاریم به هم

بسراییم به آواز بلند :

- شادی روی تو !

     ای دیده به دیدار تو شاد

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه ،

     عطرافشان

          گلباران باد .




[ چهارشنبه 7 بهمن 1388 ] [ 11:11 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

تقلب: یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن و این کاره بودن فرد امتحان دهنده نوعی هلو بپر تو گلو که به توجه به درجه درایت  و تیزی استاد و مراقبان می تواند هلویش از هسته دار و خاردار تا آب هلو  با طعم موز  و عشق و حال متغیر باشد. 

بیراهه ای است که اتفاقا آخرش به هدف ختم می شود!

 

شب امتحان: شب تلخ، شب ظلمانی یلدا، شب سوانح و سوختگی نا کجا آباد دانشجو، شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آور تر میشوند. در این شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را نوش جان میکند.

 یک نوع زلزله میان روزهای سال.

 شب چشمهایش پف کرده و دهان کف کرده.

 شب رقص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر سلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو. 

 

جزوه: یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابر و باد ومه و خورشید و اینا دانشجو را به سمت پاس شدن درس هل میدهد.

 چکیده ی دانش تاریخ مصرف گذشته ی استاد.

وسیله ای که به طور معمول دانشجو با آن سر کار گذاشته می شود.

 تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.

 قوت قلبی که عاقبت آفت قلب می شود.

 

مراقب: موجودی ستمکار که متاسفانه  چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد.   نمایشگاه  ضد حال .

موجودی که روی سینه اش نوشته شده: من مراقبم، شما چطور؟   یک نوع تله موش زنده.

 

روز امتحان: لحظه ای که در آن دانشجو می خواهد سر به تن عالم و آدم نباشد.

روزی که در آن نگاه ها عمیق می شوند.

روزی که در آن دوست و دشمن با هم و در کنار هم به قربانگاه می روند.

 

نمره: تبلور میزان دانش، مهارت و دو دره بازی دانشجو، بها نه ای همیشگی برای اعتراض!

 

سوال: یک نوع شعور سنج استاد و دانشجو. 

کلمات نفرت انگیزی که به نوبت و تک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو می روند و لحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش  واقف تر میکند. انواع مختلف آن از تشریحی  سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیر است.

 

استاد: منبع علم، مولد دانش، نیروگاه انسانیت، تبلور دانایی، کوه توانایی، مایه ی افتخار ما  بابا تو دیگه کی هستی، خود صفا، دارنده انواع و اقسام شفاء ، ضد جفاء ، یاری دهنده ضعفاء.




[ پنجشنبه 17 دی 1388 ] [ 05:36 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]
   

موزه كالبدشناسی بدن انسان

پزشكی . نت : ساختمان اعجاب انگیزی كه ملاحظه می كنید ، یكی از شاهكارهای هنر معماری در هلند است. اما این همه داستان نیست . این ساختمان كه كورپوس نامیده می شود ، شاهكاری در زمینه علم پزشكی نیز هست. كورپوس كه در زبان لاتین به معنی ” بدن “ می باشد، در واقع یك مدل غول آسا از آناتومی بدن انسان است.

علاوه بر نمای بیرونی ، معماری داخلی این بنای 35 متری، كاملا شبیه اعضای درون بدن انسان طراحی شده، به طوریكه بازدیدكنندگان با گذر از بخش های مختلف این موزه شگفت انگیز، طی یك سفر فراموش نشدنی، با ساختمان و عملكرد اندامهای داخلی بدن آشنا می شوند.

 

پخش فیلم های آموزشی در زمینه آناتومی و فیزیولوژی بدن، اثرات تغذیه و زندگی سالم بر سلامت بدن و ... از دیگر برنامه های جالب این طرح ابتكاری است.

كورپوس در 14 مارس 2008 توسط بانو ملكه بئاتریس در بزرگراه  آ 44 آمستردام افتتاح گردیده است.

 

 

 

           

 

 

           

 

 

           

 

 

           

 

           

 

           

 

           




طبقه بندی: پزشکی، 
[ سه شنبه 14 مهر 1388 ] [ 04:31 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

چون رود جاری باش

خاموش در شباهنگام

نترس از تاریکی

اگر در آسمان ستاره ای است،

                                            تو نورش را بازتاب

وگر ابری گذرد از آن بالا،

یاد آر که از آب است ابر،همچون رود.

پس آنان را نیز با شادمانی بازتاب

در ژرفنای آرامش خویش

                                                  مانوئل باندئیرا




طبقه بندی: ادبی، 
[ چهارشنبه 21 مرداد 1388 ] [ 12:43 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

امروز مهم ترین روز زندگی من است.

دیروز با تمام موفقیت ها،پیروزی ها،و ناکامی هایش برای همیشه از بین رفته است.

گذشته گذشته است.تمام شده است.به انجام رسیده است.

نمی توانم دوباره آن را جان ببخشم.نمی توانم به عقب برگردم و آن را تغییر بدهم.

اما از آن درس می گیرم تا امروزم را بهتر کنم.امروز این لحظه. حالا.

این نعمت خداوندی برای من است،و تنها چیزی است که دارم.

فردا با تمام شادی ها،اندوه ها،پیروزی ها ،و مشکلاتش هنوز از راه نرسیده است.

به راستی که ممکن است فردا هرگز از راه نرسد.

از این رو نگران فردا نخواهم شد.

امروز زمانی است که خداوند به من عطا کرده است.

تنها چیزی است که دارم.امروز در بهترین حد خود ظاهر خواهم شد.

بهترین خویشتن خود را در آن به نمایش خواهم گذاشت،

منشم،استعداد هایم،و توانمندی هایم را و آن را تقدیم خانواده ،دوستان،مشتریان،و همکارانم خواهم کرد.

امروز آنچه را از هر چیز برایم مهم تر است شناسایی خواهم کرد،و آن ها را عملی می کنم تا انجام شوند.

و چون این روز به انتها رسید ،با رضایت به آنچه انجام داده ام نگاه خواهم کرد.

آن گاه ،و تنها آنگاه فردایم رابرنامه ریزی خواهم نمود،و به کمک خداوند سعی می کنم امروزم را بهتر کنم.بعد با آرامش به رختخواب می روم.

..و رضایت.




طبقه بندی: ادبی، 
[ چهارشنبه 14 مرداد 1388 ] [ 01:51 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

                                                        

آنفلوانزای خوکی چیست؟

خوک ها نیز مانند انسان ها به آنفلوانزا مبتلا می شوند، اما ویروس آنفلوانزای خوکی (H1N1) مشابه ویروس آنفلوانزای انسانی نیست و در حالت عادی این ویروس باعث ابتلا انسان ها به این بیماری نمی شود، فقط در گذشته موارد بسیار کمی از ابتلا به این بیماری در افرادی که در تماس نزدیک با این حیوانات بوده اند گزارش شده است. اما جدیدا یک نوع جدید از این ویروس در اثر جهش ژنتیکی ایجاد شده است که انسان ها را مبتلا می کند و در عین حال به راحتی از انسانی به انسان دیگر سرایت می کند و به این ترتیب افرادی که هیچ گونه تماسی با این حیوانات ندارند نیز در معرض ابتلا قرار می گیرند.

بقیه متن در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب

[ جمعه 2 مرداد 1388 ] [ 12:45 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

   هر روز،خداوند همراه با خورشید،لحظه ای به ما ارزانی می دارد که در آن امکان

تغییر آنچه که موجب بدبختی ماست،وجود دارد.هرروز ما وانمود می کنیم که متوجه

وجود این لحظه نیستیم.وانمود می کنیم که امروز شبیه دیروز وشبیه فردا است...اما

کسی که متوجه روزی که در آن زندگی می کند هست،آن لحظه جادویی را کشف می

کند.لحظه ای که در آن همه اقتدار ستارگان در ما نفوذ می کند و به ما اجازه می دهد که

معجزه کنیم،لحظه جادویی به ما کمک می کند تا تغییر کنیم،ما را بر می انگیزد تا به

جستجوی رویاهایمان برویم.بدبخت کسی است که از خطر کردن می ترسد.او هرگز

 سر خورده نمی شود،نا امید نمی شود و مانند کسی که در جستجوی تحقق رویاهایش

 زندگی می کند،رنج نخواهد کشید.اما هنگامی که به گذشته نگاه می کند چون همواره به

 جایی می رسد که به گذشته نگاه کرده،قلبش به او خواهد گفت:(با معجزه هایی که

 خداوند در مسیر تو قرار داده بود، چه کردی؟ آنها را در اعماق چاله ای به خاک

سپردی،چون می ترسیدی که از دستشان بدهی؟و حالا آنچه برایت باقی مانده این

 است:اطمینان به اینکه زندگیت را از دست داده ای؟بیچاره کسی که این کلمات را از

 قلبش بشنود.آن وقت به معجزه،ایمان خواهد آورد اما لحظات جادویی حیات او دیگر

 طی شده اند)

از کتاب (کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم) اثر پائولو کوئیلو




طبقه بندی: ادبی، 
[ سه شنبه 26 خرداد 1388 ] [ 09:30 قبل از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

خجسته میلاد باسعادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)،

 بانوی بهانه آفرینش، دخت پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم)

روز مادر و سالروز ولادت حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار

 جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.




[ یکشنبه 24 خرداد 1388 ] [ 06:30 قبل از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

                                                                                   دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می کردند.بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند.یکی از آنها از سر خشم،برچهره دیگری سیلی زد.دوستی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید روی شن های بیابان نوشت:(امروز بهترین دوست من،بر چهره ام سیلی زد)

آن دو کنار یکدیگر به راه افتادند تا به یک آبادی رسیدند.تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند وکنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصی که سیلی خورده بود لغزید و در برکه افتاد.نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد.بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت،بر روی صخره سنگی این جمله را حک کرد:(امروز بهترین دوستم جانم را نجات داد)

دوستش با تعجب از او پرسید:بعد از آنکه من با سیلی تو را آزردم،توآن جمله را روی شن های صحرا نوشتی ولی حالا این جمله را روی صخره حک می کنی؟

دیگری لبخند زد و گفت:وقتی کسی ما را می آزارد،روی شن ها ی صحرا بنویسیم تا باد های بخشش آن را پاک کند،ولی وقتی کسی محبتی در حق ما می کند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یاد ببرد.




طبقه بندی: ادبی، 
[ پنجشنبه 14 خرداد 1388 ] [ 08:07 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

این داستانی است در مورد چهار شخصیت:همه٬بعضی٬هرکس٬هیچکس

شغل مهمی وجود داشت که (همه)می توانستند آن را انجام دهند.

(همه) مطمئن بودند که (بعضی)آن کار را انجام خواهند داد.

(هرکس) از عهده آن بر می آمد٬اما (هیچکس) آن را انجام نداد.

(بعضی)از این موضوع ناراحت شدند زیرا این شغلی بود که (هرکس) می توانست آن را برگزیند.

(همه)فکر می کردند که (هرکس)می تواند آن را انجام دهد٬اما (هیچ کس) درک نکرد که ممکن است (همه)از زیر بار آن شانه خالی کنند.

خلاصه٬داستان این گونه تمام شد که (همه)(بعضی)را ملامت می کردند٬در حالی که در واقع( هیچکس) از هرکس نخواست که آن را بر عهده بگیرد.

یکی  تور می بافد و یکی فقط می ایستد و آرزو می کند شما حاضرید شرط ببندید که کدام یک از آنها ماهی ها را می گیرد(قسمتی از یک شعر چینی)




[ چهارشنبه 13 خرداد 1388 ] [ 11:30 قبل از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

یک مرد جوان ۲۸ ساله اهل کشور روسیه که با احتمال سرطان ریه مورد جرای قرار گرفت از درون بدنش یک گیاه صنوبر که در حال رشد بود خارج گردید .

به نقل از  ریانووستی ،  این موضوع زمانی مشخص شد كه «آرتیوم سیروركین» ۲۸ ساله و اهل منطقه اورال تحت عمل جراحی قرار گرفت.

۴۳۵۶۴۶۴۶۴۶.jpg

 این مرد روس با علائمی همچون خلط خونی سرفه مزمن آزار دهنده به پزشک خود مراجعه نمود .

پزشکان بعد معاینه و انجام آزمایشات تشخیصی احتمال ابتلا به یک سرطان بدخیم مهاجم  ریه را برای او مطرح کردند و  او با این احتمال مورد جراحی قرار گرفت .

پزشکان در هنگام جراحی شوکه شدند زیرا که به جای یک توده سرطانی درون ریه این فرد با یک جوانه ۵ سانتیمتیری از گیاه صنوبر روبرو شدند .

پزشک جراح و تیم همراه او متعلق به منطقه اورال (  Urals )  کشور روسیه بوده است .

جراحان و پزشكان منطقه اورال روسیه، طی یك عمل جراحی موفق شدند یك گیاه از نوع صنوبر را كه داخل ریه یك مرد رشد كرده بود، از ریه وی بیرون بیاورند.
این مرد جوان به دلیل داشتن درد فراوان در ناحیه سینه‌ام، به پزشك مراجعه كرده و آن‌ها با گرفتن عكس از ریه‌هایم متوجه یك توده در آن شدند، علاوه بر این من خون بالا می‌آوردم.
دکتر ولادیمیر كاماچوف  ( پزشك  جراح این پسر جوان )  خاطر نشان كرد : من سه بار عكس مورد نظر را بررسی و هر سه دفعه نیز این توده را مشاهده ‌كردم. پس از آن ، این مرد جوان را تحت عمل قرار داده و یك گیاه كه بعدا مشخص شد از نوع صنوبر است، را از داخل ریه این مرد بیرون آوردم.


وی گفت: به احتمال زیاد دانه صنوبر هنگام تنفس، داخل بینی و سپس وارد ریه این مرد شده و در داخل محیط مرطوب ریه رشد كرده است .

این گیاه صنوبر همراه با رشد خود موجب تخریب بافت ریه و سیستم مویرگی ظریف اطراف آن شده بود .

دکتر كاماچوف می گوید : گرچه تشخیص اشتباه ما موجب از دست رفتن یک  ریه این مرد شده است اما واقعا در هنگام بررسی غیر قابل تشخیص بود که این یک توده سرطانی نیست .

 ۴۳۵۴۳۶۵۴۶۴.jpg

براستی آیا پزشکی در جهان پیدا می شود که با توجه به علائم بالینی و دیدن عکس های ریه یک فرد تشخیص رشد یک صنوبر را در محیط ریه برای او بدهد ؟!




[ یکشنبه 3 خرداد 1388 ] [ 08:42 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]
سایت های پزشکی ایران

 

به ادامه مطلب مراجعه شود...


ادامه مطلب

طبقه بندی: پزشکی، 
[ یکشنبه 3 خرداد 1388 ] [ 02:00 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]

  سایت های پزشکی جهان

 

به ادامه مطلب مراجعه شود....


ادامه مطلب

طبقه بندی: پزشکی، 
[ یکشنبه 3 خرداد 1388 ] [ 01:54 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]
             به شکوه و اعجاز هستی و جهان پیرامون خود نگاهی بیاندازید. همه جا را غرق در زیبایی خواهید دید. این زیبایی ها عشق درون شما را صدا می زنند و فرا می خوانند . شکوه و جلال جهان هستی را نظاره کنید و شکوه و جلال خود را به یاد آورید . هرگاه به خود اجازه دهید تا هستی و آفرینش را با تمامی شکوه و عظمت آن حقیقتا نظاره کنید، آن گاه به قطعیت اقتدار ، زیبایی و عشق و شور زندگی در خودتان پی خواهید برد زیرا شما نیز بخشی از همین شکوه و عظمت هستید. گویی آفریدگار هستی به شما می گوید : من تو را دوست دارم . من عاشق تو هستم . به همین دلیل این همه زیبایی ها را برای تو آفریده ام .                                                                                       

                                                                                                   باربارا دی آنجلیس




[ یکشنبه 20 اردیبهشت 1388 ] [ 12:15 بعد از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]
[ یکشنبه 13 اردیبهشت 1388 ] [ 12:53 قبل از ظهر ] [ هادی زیدآبادی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

دکتر شریعتی
وضعیت آب و هوا
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
fgfgfgfg

بازی آنلاین

فال عشق

فال حافظ

فونت های زیباساز

قالب وبلاگ

ساخت کد صوتی آنلاین

نمایش رتبه سنج گوگل

ابزار تقویم جلالی

نمایش اوقات شرعی

ایجاد گالری عکس

ایجاد فرم تماس

Download