تبلیغات
دانشجویان پزشکی 87 کرمان
قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای

دانشجویان پزشکی 87 کرمان

یکی بود یکی نبود 

موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سر وصدا برای چیست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود وبسته ای با خود آورده بود وزنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود.موش با خود گفت: کاش یک غذای درست وحسابی باشد!! اما همین که بسته را باز کردند؛ از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود.موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر و به دیگر حیوانات مزرعه بدهد.او به هر کسی میرسید می گفت: توی مزرعه تله موش آورده اند ؛صاحب مزرعه تله موش خریده . مرغ با شنیدن این خبر گفت:برایت متاسفم ؛خودت میدانی تله موش به من ربطی ندارد.

بره هم وقتی این خبر را شنید گفت:مواظب خودت باش به هر حال تله موش به من کاری ندارد من هم به تله موش کا ری ندارم.

گاو هم با شنیدن این خبر خندید و گفت:من که تا حالا ندیده ام گاو توی تله موش بیا فتد و مشغول چریدن شد.

سر انجام موش نا امید از کمک دیگران به سوراخش برگشت ولی همچنان در فکر تله موش بود.

در نیمه های همان شب صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید. زن مزرعه دار بلند شد و به سمت انباری رفت تا موش در تله افتاده را ببیند ولی آنچه که در تله موش  تقلا میکرد موش نبود ؛بلکه مار خطر ناکی بود که دمش در تله گیر کرده بود.همین که زن به تله موش نزدیک  شد مار پاییش رانیش زد وباجیغ بلندی بیهوش شد .صاحب مزرعه فورا او را به بیمارستان شهر برد. بعد از چند روز حال زن بهتر شد و به مزرعه برگشت ولی هنوز تب داشت.

زن همسایه که به عیادت آمده بود برای تقویت بیمار پیشنهاد سوپ مرغ را داد . مرد هم فورا سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی سوپ مرغ درفضای مزرعه پیچید.اما حال زن همچنان بدتر میشد . بستگان آنها هم شب وروز به خانه انها رفت و آمد میکردند برای همین مرد مجبور شد برای پذیرایی از آنها بره را هم قربانی کند. روز ها میگذ شتند و حال زن بدتر می شد تا اینکه یک روز صبح زن از دنیا رفت وخبر مردنش خیلی زود در روستا پیچید . افراد زیادی برای خاکسپاری او آمدند و مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی به میهمانانش بدهد.

حالا موش به تنهایی در مزرعه می چرخید و به حیواناتی فکر میکرد که کاری به تله موش نداشتند. 

پس اگر شنیدی مشکلی برای کسی پیش آمده است و ربطی هم به تو ندارد؛کمی بیشتر فکر کن

شاید خیلی هم بی ربط نباشد

 

در ضمن همیشه یادتون باشه  : پنیر مجانی فقط در تله موش پیدا میشه




[ جمعه 4 اردیبهشت 1388 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ نصرالله جمشیدی ]
با سلام و درود.گفتیم دور هم یه بازی کرمونی بکنیم(البته بیشتر به سرود می ماند) که سرشار از لغات سلیس!!! کرمانی باشد تا هم بچه های کرمان حالی ببرند و هوایی تازه بکنند و هم سایر‌Baxمقداری با این گویش باحال و جذاب آشنا بشوند......در ضمن...نگران لغات مهجور!!!!نباشید چراکه برای شما عزیزان در پایین Post واژه نامه ای تعبیه شده تا از مصرف بیهوده ی ATPجلوگیری بشود.......بیشتر از این منتظرتان نمی زارم....موفق باشید....حالشو ببرید.                                

                                                                               Ali Arb(با تشکر ازN.J)


" موجو موجو هبیزه "


در این بازی ، همه دور هم می نشینند . دستهایشان را ُمشت كرده و عمودی روی هم می گذارند و بزرگترین آن ها ( اكثرا مادر یا مادر بزرگ ) شروع به خواندن می كند :

‌ موجو موجو َهبیزه.................................. mujo mujo habizeh

[1]بابا رفته ببیزه ........ ............................ bâbâ rafteh bebizeh

آورده مرغ ریزه ....................................... âvordeh morqeh rizeh

مرغش ُكریك[2] نمی شه ......................... morqeš korik nemišeh

[3]این طرف جو ِجكیدم ............................. in teref ju jekidam

اون طرف جو ِجكیدم ................................ un teref ju jekidam

حَب نباتی دیدم ..................................... habbe nebati didam

كُرم كُرم جویدم .................................... korom korom jovidam

به این جا كه می رسند ، همه دستهایشان را پشت سر قایم می كردند
و استاد ( بزرگتر ) می پرسد :

كو دستات؟ ........................................... ku dastat ?

: كلاغ برد ............................................. kelâq bord

: كو كلاغ؟ ............................................. ku kelâq ?

: [4]روی بون ......................................... ruye boon

: كو بون؟ .............................................. ku boon?

: [5]تُنبید ............................................. tonbid

: كو َگرد و دولخ[6] اش؟ ............................. ku gard o dulakhaš?

[7]:تو سبو ............................................. tu seboo!

: كو سبو؟ .............................................. ku seboo?

: بار شتر ............................................... bare šotor !

: كو اشتر؟ ............................................. ku oštor?

: تو صحرا ............................................... tu sahrâ !

: چی می خوره؟ ....................................... či mikhoreh ?

: [8]َبلگ ِچِنال ....................................... balgeh čenâl !

: چی می ----ه؟ ..................................... či mi----h ?

: َعنبر تَر ............................................... anber tar !

: آقا كجا ؟ ............................................... âqâ kojâ?

: تیرانداز ................................................ tirandâz !

: غلوم كجا؟ ............................................. qloom kojâ ?

: تیر ورچین ............................................. tir varčin !

: بی بی كجا؟ ........................................... bibi kojâ ?

: صحن حموم ........................................... sahneh hamom !

: خانم كجا؟ .............................................. khânom kojâ ?

: تو بالا خونه ............................................ tu bâlâkhoneh !

: چكار می كنه ؟ ........................................ čeh kâr mikoneh ?

: جارو می كنه .......................................... jâru mikoneh !

: چی پیدا كرده ؟ ........................................ či peydâ kerdeh ?

: زنگوله! ................................................ Zangooleh



بعد همگی دست می زنند و با صدای بلند می خوانند :


زنگوله ، آی زنگوله ، بابا گُله . زنگوله آی ..............Zangooleh âi zangooleh bâbâ goleh …


و دوباره از اول شروع می كنند



[1] ببیزه = بیختن ، غربال كردن

[2] ُكریك ، ُكرُك = ُكرچ ، مرغ خانگی كه از تخم گذاشتن باز ایستد و مایل به خوابیدن روی تخم برای باز كردن جوجه باشد را گویند ( ف- ع )

[3] جِكید = پرید ، جِكیدن = پریدن

[4] بون = بام

[5] ُتنبید = خراب شد ، آوار شد

[6] دولَخ = گرد و غبار

[7] سبو = كوزه

[8] چنال = چنار

 




[ دوشنبه 31 فروردین 1388 ] [ 03:54 بعد از ظهر ] [ نصرالله جمشیدی ]

اینم یه مطلب برای کسانی که فکر میکنن من غیر از مطلب طنز(به قول بعضیا چرت و پرت ) چیز دیگه ای بلد نیستم. از این به بعد هم میتونین مطالب منو توی وب سایتم ببینید.

در ضمن این مطلبو به این شکل هر جای دیگه ای که دیدید بدونید منبعش خودمم و واقعا روش فکر کنید  

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

Click Here For Get More Mail From Sare2008 GroupClick Here For Get More Mail From Sare2008 Group

Click Here For Get More Mail From Sare2008 GroupClick Here For Get More Mail From Sare2008 Group

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

 




[ چهارشنبه 19 فروردین 1388 ] [ 10:37 قبل از ظهر ] [ نصرالله جمشیدی ]

خداحافظ سفره هفت سین

خدا حافظ تبریکات عید

خداحافظ عیدی

خداحافظ  خوابیدن تا لنگ ظهر          

خداحافظ آجیل وشیرینی عید

خداحافظ مسافرت 

خداحافظ بازی های کامپیوتری

خداحافظ مرد دو هزار چهره

خداحافظ خانواده(بعضیا)

خداحافظ اقوام وابسته

  و خداحافظ تعطیلات ...

 

سلام  دانشکده پزشکی

سلام استاد ( البته سلام خانم امامی هم به جای خود)

سلام جزوات نخوانده و کتابهای مانده

سلام کوییز

سلام امتحان

سلام التماس

سلام چرت سر کلاس

سلام خوابگاه (بعضیا)

سلام جزوه نویسی

سلام اسلاید

سلام آزمایشگاه

سلام جسد

        و سلام به همه ی بچه های با حال (امسال تغییر کردین دیگه!!!)پزشکی  87کرمان




[ جمعه 14 فروردین 1388 ] [ 03:39 بعد از ظهر ] [ نصرالله جمشیدی ]
"مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر"
انگشت شست:
 نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به
 شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در
زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.
انگشت اشاره:
 نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص
است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود
 انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. در نتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در
این زمینه کمک می کند.
انگشت وسط:
 نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشان دهنده
یک زندگی متعادل و متوازن است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی
متعادل تری داشته باشید.
انگشت چهارم :
 انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این
 انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشان دهنده احساسات و خلاقیت در فرد است.
 
انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.,ونیز همچنین نماد تنفر از جنس مخالف است

انگشت کوچک:
 نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشان دهنده روابط ما با محیط بیرون می
باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشان دهنده رفتار
 ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت
کنید، به خصوص در مورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.


انگشترها درمیان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر
انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص در مورد نوع جواهری که می خواهید دست
 کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر
انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آن ها را به عنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. مهم
این است که انداختن انگشتر به ارتقا وضعیت ظاهر شما کمک می کند.
 
حالا دو تا توصیه من برای شما دارم :
1.ببینید در کلاس چه کسانی انگشترشان را در کدام دست وانگشتشان می کنند.(با نوجه به شخصیت)
2.سعی کنید با این نمادها رفتار خود را مطابقت دهید.
 
منابع: سایت اختصاصی سعید اسماعیلییانwww.medical87.com
سمینار رفتارشناسی دکتر کامران صحت اسفند 1387 کرمان



[ چهارشنبه 12 فروردین 1388 ] [ 12:09 بعد از ظهر ] [ نصرالله جمشیدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

دکتر شریعتی
وضعیت آب و هوا
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
fgfgfgfg

بازی آنلاین

فال عشق

فال حافظ

فونت های زیباساز

قالب وبلاگ

ساخت کد صوتی آنلاین

نمایش رتبه سنج گوگل

ابزار تقویم جلالی

نمایش اوقات شرعی

ایجاد گالری عکس

ایجاد فرم تماس

Download