|
دانشجویان پزشکی 87 کرمان |
آیا فکر میکنید مردانگی مرده است؟ آیا از ظهور ناامید شده اید؟ آیا همه ی خوبیهارا یکجا در مقابلتان دیده اید؟ زبانم از توصیف خوبیها قاصر می ماند وقتی قصور او را در مقابل تقاصیر خود میبینم و این قصور مرا قاصر از ارتکاب به تقاصیر میکند. آری همنشینی با چنین بزرگانیست که روح را می آراید. چرا لحظه ای درنگ نکنیم...؟ [ جمعه 30 دی 1390 ] [ 11:30 بعد از ظهر ] [ فهیم خواجه بهرامی ]
[ نظرات ]
سلام گروه بندی ترم آینده روز دوشنبه بعد از امتحان انجام میشه...پس سرگروها باید حاضرباشن. 4تا گروه َA-B-C-D بعد از عید میرن بخش های جراحی و ارتوپدی و اورولوژی 4تا گروه E-F-G-H میرن بخش های قلب ،عفونی ، اعصاب ، پوست ، چشم ، رادیو ، ENT ............ترم بعدم جای دو گروه عوض میشه. یه نکته هم بگم نگین نگفتی ..سه تا گروه A- B - C بخشهای پوست و چشم و ENT با تعدادی از بچه های 86 و 85 مشترکه.....برنامه کامل روز قرعه کشی در اختیار سرگروهها قرار خواهد گرفت. امتحان اخلاق پزشکی هم روز پنجشنبه ساعت 9 تالار شفا برگزار خواهد شد. (تغییر هم نخواهد کرد) [ پنجشنبه 29 دی 1390 ] [ 12:54 بعد از ظهر ] [ نماینده کلاس ]
[ نظرات ]
درود شنبه هفته آینده آخرین جلسه ی کلاس اخلاق ساعت 3 برگزار خواهد شد.(اگه تونستم کلاس هفته آینده دکتر فرخ نیا رو شنبه تشکیل بدیم ،کلاس اخلاق تو بیمارستانه ولی اگه عفونی نداشتیم کلاس تو دانشکده برگزار میشه) دارم تلاش می کنم امتحان اخلاق رو از 6 بهمن که پایان بخشه به 13 بهمن تغییر بدم. کلاس عفونی دکتر سلاجقه و دکتر افتخاری دیگه تموم شد. کلا هم نمیدونم چندتا کلاس عفونی دیگه مونده اینقدر باید بیاییم تا تموم شه! امتحانشم 29 دی ماه برگزار خواهد شد( خداوکیلی جزوه هاشو بیارین---امتحانشم دیگه وقتی نداریم بخواهیم عوض کنیم اگه پیشنهادی دارین بگین) توجه: کسایی که تمایل به تعویض گروه خود برای ترم آینده دارند تا پنجشنبه وقت دارند گروهشونو با یکی دیگه عوض کنندو به من خبر بدن. برای تعیین بخش ها ی ترم آینده پنجشنبه ساعت 9ونیم در دانشکده پزشکی قرعه کشی انجام خواهد گرفت از هر گروه حضور یکنفر نماینده الزامی است. چهار گروه برای جراحی ،ارتوپدی و ارولوژی.....چهار گروهم برای مغزو اعصاب،پوست،چشم،ENT انتخاب واحد ترم آینده1، 2،3 و 4 اسفند خواهد بود. [ دوشنبه 12 دی 1390 ] [ 08:23 بعد از ظهر ] [ نماینده کلاس ]
[ نظرات ]
از دل و دیده ، گرامی تر هم
آیا هست ؟ - دست ، آری ، ز دل و دیده گرامی تر : دست ! ... زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ، بی گمان دست گرانقدرتر است . هر چه حاصل كنی از دنیا ، دستاورد است ! هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمین ، دست دارد همه را زیر نگین ! سلطنت را كه شنیده ست چنین ؟! شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست ! خوشترین مایه دلبستگی من با اوست . در فروبسته ترین دشواری ، در گرانبارترین نومیدی ، بارها بر سرخود ، بانگ زدم : - هیچت ار نیست مخور خون جگر ، دست كه هست ! بیستون را یاد آر ، دست هایت را بسپار به كار ، كوه را چون پَر كاه از سر راهت بردار ! وه چه نیروی شگفت انگیزی است ، دست هایی كه به هم پیوسته است ! به یقین ، هر كه به هر جای ، در آید از پای دست هایش بسته است ! دست در دست كسی ، یعنی : پیوند دو جان ! دست در دست كسی یعنی : پیمان دو عشق ! دست در دست كسی داری اگر ، دانی ، دست ، چه سخن ها كه بیان می كند از دوست به دوست ؛ لحظه ای چند كه از دست طبیب ، گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد ؛ نوشداروی شفا بخش تر از داروی اوست ! چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دستٰ پرچم شادی و شوق است كه افراشته ای ! لشكر غم خورد از پرچم دست تو شكست ! دست ، گنجینه مهر و هنر است : خواه بر پرده ساز ، خواه در گردن دوست ، خواه بر چهره نقش ، خواه بر دنده چرخ ، خواه بر دسته داس ، خواه در یاری نابینایی ، خواه در ساختن فردایی ! آنچه آتش به دلم می زند ، اینك ، هر دم سرنوشت بشرست ، داده با تلخی غم های دگر دست به هم ! بار این درد و دریغ است كه ما تیرهامان به هدف نیك رسیده است ، ولی دست هامان ، نرسیده است به هم ! فریدون مشیری
شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن... شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میگذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قس...مت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش، هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن … برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت، دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت … چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان ! پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار ….پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَحق نیستُم ! زن گفت : اما من مستحقم مادر!!! [ دوشنبه 7 آذر 1390 ] [ 01:18 بعد از ظهر ] [ محمد امین شجاعی ]
[ نظرات ]
سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را… باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود، آنطرف، نیمکتش را می گشت تو کجایی بچه؟؟؟ بله آقا، اینجا همچنان می لرزید... ” پاک تنبل شده ای بچه بد ” " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند" ” ما نوشتیم آقا ” بازکن دستت را... خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم او تقلا می کرد چون نگاهش کردم ناله سختی کرد... گوشه ی صورت او قرمز شد هق هقی کردو سپس ساکت شد... همچنان می گریید... مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد زیر یک میز،کنار دیوار، دفتری پیدا کرد …… گفت : آقا ایناهاش، دفتر مشق حسن چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود غرق در شرم و خجالت گشتم جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود سرخی گونه او، به کبودی گروید ….. صبح فردا دیدم که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر سوی من می آیند... خجل و دل نگران، منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید سخت در اندیشه ی آنان بودم پدرش بعدِ سلام، گفت : لطفی بکنید، و حسن را بسپارید به ما ” گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟ گفت : این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته به زمین افتاده بچه ی سر به هوا، یا که دعوا کرده قصه ای ساخته است زیر ابرو وکنارچشمش، متورم شده است درد سختی دارد، می بریمش دکتر با اجازه آقا ……. چشمم افتاد به چشم کودک... غرق اندوه و تاثرگشتم منِ شرمنده معلم بودم لیک آن کودک خرد وکوچک این چنین درس بزرگی می داد بی کتاب ودفتر …. من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ به پدر نیز نگفت آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم من از آن روز معلم شده ام …. او به من یاد بداد درس زیبایی را... که به هنگامه ی خشم نه به دل تصمیمی نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی *** یا چرا اصلا من عصبانی باشم با محبت شاید، گرهی بگشایم با خشونت هرگز... با خشونت هرگز... با خشونت هرگز... [ دوشنبه 7 آذر 1390 ] [ 12:52 بعد از ظهر ] [ صائب عبدلی ]
[ با خشونت هرگز... ]
سلام دکترا ![]() سلام پارسیان... ![]() سلام سیستم ارتشی... ![]() سلام پرسه زدن در بخش... ![]() سلام بـرپـایی صبحگاهی... ![]() خداحافظ خـواب دمِ صبح... ![]() خداحافظ روزهای دورهم بودن... ![]() خداحافظ سرخوشی های الکی... ![]() خداحافظ جزوه های گاه و بی گاه... ![]() خداحافظ بچه ها ![]() حرفی؛ نظری؛ پیشنهادی؛ گله ای؛ چیزی... راجب روزهای پیشِ رو اگه دارین : [ جمعه 27 آبان 1390 ] [ 10:13 قبل از ظهر ] [ صبا برخوری مهنی ]
[ نظرات ]
امروز مورخ دوشنبه دوم آبان ماه سال یکهرازو سیصد و نود در
راستای احترام به رای کلاس در جهت تعیین مسیر رخورد با دانشجویان بین المللی بم
همه پرسی ای شکل گرفت که گزارش آن بدین شرح است . وقتی حکم می کنید به عدل رفتار کنید و وقتی سخن می گویید نیک گویید زیرا خدا نیک است و نیکوکاران را دوست
دارد. (رسول خدا (ص)) ادامه مطلب [ سه شنبه 3 آبان 1390 ] [ 02:46 قبل از ظهر ] [ محمد امین شجاعی ]
[ نظرات ]
از اونجایی که هیچ جای دنیا 42 نفر از 87 نفر هیچ وقت اکثریت حساب نمیشن، این پست رو گذاشتم تا صدای مخالفینی که به دلیل احترام، ترس ؛ رو در بایسی یا هر چیز دیگه ای صداشون شنیده نشد.... حرفاشون رو بزنن! بجه ها یکم با سیاست باشین وقتی که میدونیم اقدامات بیشتر چیزی بجز بد شدن استادا و مسئولین دانشگاه با هامون چیزی عاید نمیشه پس بهتره یاد بگیریم با موقعیت کنار بیاییم! این ذلت نیست این چیزیه که انگلیسیا بهش میگن محافظه کاری و مسلمونا بهش میگن تقیه!!! بقیه حرفا رو شما بزنین! امروز هیچ چیز سر کلاس تموم نشد!!! پس هرچی تو دلتون مونده بگید که بعد از این پست دیگه چیزی تو دلامون نباشه و همه چیز تموم بشه!!! [ دوشنبه 2 آبان 1390 ] [ 10:41 بعد از ظهر ] [ سعید اسماعیلیان ]
[ نظرات ]
[ دوشنبه 2 آبان 1390 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ صبا برخوری مهنی ]
[ ...just think about it, no moro ]
جهان تغییر کرده است من آن را در آبها احساس می کنم من آن را در زمین احساس می کنم بویش را در هوا استشمام می کنم... من درباره دجال به شما هشدار می دهم و هیچ پیامبری نبود مگر اینکه درباره او هشدار داده اما من چیزی به شما می گویم که هیچ پیامبری به قومش نگفته بدانید او یک چشم دارد و الله یک چشمی نیست. نقل از حضرت محمد(ص)_صحیح بخاری Arrival(ظهور) یک مجموعه مستند 47 قسمتی(هر قسمت 10 دقیقه) است که به بررسی ظهور دجال امام مهدی و مسیح می پردازد و موضوعاتی از قبیل:دجال فراماسونها ایلومناتی نظم نوین جهانی پدیده کنترل ذهن معماریها و نمادهای شیطانی را در بر می گیرد. (هر کی این سریال رو میخواد بیاد از من بگیره حجمش2G هست) [ یکشنبه 1 آبان 1390 ] [ 08:50 بعد از ظهر ] [ مونا فرزانه ]
[ نظرات ]
سلام طبق قولی که دادم اینم متن پیشنهادی من برای طومار میتونید از اینجا دانلود کنید.دیگه ویرایش اون باشه با بقیه بچه هایی که قراره به نمایندگی از ما برن پیش مسئولین. فقط چند تا نکته: 1. طبق اخباری که من از بچه های بم به طور موسخ دارم،کلا کلاس فیزیو پات اونا رو به دستور دکتر سیف الدینی از ما جدا کردن.(پس من از شنبه میرم سر کلاس چون اولا من از همون اول با اومدن بمی ها مشکلی نداشتم فقط اعتراض من به مشکل جا و شلوغی بود که الان برطرف شد دوما من حاضر نیستم به خاطر این اعتراضاتی که هرچند به حق هم هست دوستیم رو با بچه های بم بهم بزنم در نتیجه دلیلی ندارم که بخواهم اعتراضم رو ادامه بدم هر وقت هم که نمایندگان کلاس گفتن هم حاضرم سرکلاس نرم هم حاضرم پای تمامی نامه ها و طومار ها رو اولین نفر امضا کنم سوما من فکر میکنم دینم رو به کلاس در خصوص این اعتراضات کامل ادا کردم ) 2. اونایی که فکر میکنن اگه بمی ها بیان سر کلاس ما مدرک کرمان میره زیر سوال باید بگم که سخت در اشتباه هستند چون به بمی ها همون مدرکی که به من و تو میدن با امضای رئیس دانشگاه داده میشه حالا چه با ما سر یه کلاس باشن چه سر یه کلاس نباشن (اگه برید تو سایت دانشگاه و اساسنامه واحد بین الملل رو بخونین میبینین صراحتا بهش اشاره شده و دانشگاه های دیگه ای مثل تهران و شیراز و شهید بهشتی و ... هم این قانون براشون اعمال میشه) 3. از خودتون خجالت بکشید شما ها آدمای نابغه ای نیستید که و همین طور بدبخت و بیچاره هم نیستید که !!!!من قبول دارم که همگی زحمت کشیدیم تا اومدیم اینجا ولی دلیل نمیشه اینقدر به بمی ها اهانت کنیم،درسته قبول که همشون به اندازه ماها زحمت نکشیدن و خیلی هاشون هم مرفهین بی درد هستند ولی شما یه نگاه به کارت دانشجویی تون کنید ما ناسلامتی دانشجویان پزشکی 87 کرمان هستیم ما باید برای همه الگو باشیم،منم میتونم بلند شم همه رو تحقیر کنم این که کار مهمی نیست مهم اینه در حالی که دارین از حقتون دفاع میکنید با یه رفتار در شان یه پزشک برخورد کنید(همگیتون که میدونید professionalism یعنی چی؟) شما ها الان تو دانشگاه این طوری هستید صبح تو جامعه چکار میکنید؟ حتما با بیمارای بدبختی هم که فلان جای کشور پاشدن اومدن پیشتون هم این طوری برخورد میکنید که آره تو نسبت به من بی سواد تری و یا اینکه تو بابات خیلی پول داره پس من معاینه ات نمیکنم برو بیمارستان خصوصی یا پیش یه دکتر دیگه؟!!!! یه خبر خوش برای آقایون کلاس [ سه شنبه 26 مهر 1390 ] [ 12:11 قبل از ظهر ] [ سعید اسماعیلیان ]
[ نظرات ]
به منظور رفاه حال بیشتر دانشجویان فهیم و با بصیرت دانشگاه علوم پزشکی کرمان دانشگاه با طراحی سامانه پیامک ویژه ، موسوم به "سپزد" به یاری دانشجویان فهیم شتافت! ![]() [ سه شنبه 26 مهر 1390 ] [ 12:03 قبل از ظهر ] [ سعید اسماعیلیان ]
[ نظرات ]
سلام همگیتون که آقای اسلامی رو یادتون هست؟ همون انتشارات بیمارستان افضلی پور رو میگم!!! علارغم تلاش هایی که ما براش کردیم متاسفانه ایشون رو با سابقه 13 سال تجربه با همکاری با دانشجویان پزشکی عذرشون رو خواستن! خب خواستم بهتون آدرس جدید ایشون رو بدم: خیابان سید مصطفی خمینی(شهاب خودمون) روبروی کوچه 8 کنار موبایل شاهکار!
میتونید از ایشون با همون قیمیت 25 تومان تمامی جزوه ها (همون جزوه های معروف و همین طور سی دی های درسی ) رو تهیه کنید! موفق باشید. [ سه شنبه 26 مهر 1390 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ سعید اسماعیلیان ]
[ نظرات ]
اینم برنامه نفرو.....یه چندتا نکته مهم: 1.کلا سمیولوژی همیشه سه شنبه هاست غیر از یه هفته که جلسه آخر سمیولوژیه یکشنبست اونم یکشنبه 22آبانه 2.برنامه اینکه کدوم گروه ها باید پنجشنبه ها برن مهارتهای بالینی کلا تغییر کرده هنوز به من ندادن هرهفته سر کلاس اعلام میکنم!! 3.گروهایی که تو برنامه باید برن سمیو چشم،نمیخواد برن چون مثه اینکه همون کلاس مهارتهای بالینی کفایت میکنه!!!!! 4.و نکته آخر که در گوشی بهتون میگم اینه که:درسته که امروز دکتر آزمندیان گفتن حضورغیاب مهم نیست ولی طبق تحقیقات من یه روز اگه تعدادمون سرکلاس کم باشه بیـــــــــــــچاره میشیم.5. اینو یادم رفت: امتحان نفرو 21 آبان ماه برگزار میشه..... تمام امتحانامون هم ساعت 10 تالار شفا برگزار خواهد شد.
[ شنبه 23 مهر 1390 ] [ 02:02 بعد از ظهر ] [ نماینده ی کلاس ]
[ نظرات مرتبط با مطلب ]
سلام اینم برنامه جزوه نویسی ورژن جدید این ترم حالا اینو بخونید اگه کسی اعتراض داره ظرف همین امروز و فردا یا بهم اسمس بده و یا همین جا تو نظرات یا به صورت پنهان و یا آشکار نظر بذاره تا من به اعتراضشون رسیدگی کنم! اگه کسی هم نمیتونه بنویسه یا نمیخواد جزوه بنویسه بره خودش یکی رو پیدا کنه در هر صورت مسئولیت جزوه با خودشه!(خودتون با همدیگه عوض کنید) برنامه فارماکو صد در صد تعداد جلساتش یا بیشتر میشه و یا اینکه تاریخ روزهاش عوض میشه!!! از دوستانی هم که جزوهاشون رو با کیفیت و به موقع اوردن کمال تشکر رو دارم مخصوصا خانم پروین برفه ای (ماشالله هم جزوشون خواناست، هم جالبه هم اینکه کمتر از 24 ساعت آماده کردن)!!! فقط چند تا نکته: 1. ضبط کردن صدا و گرفتن اسلاید های استاد به مسئولیت خود بچه هایی است که مسئول هستند به من اصلا ربطی نداره!(من اصلا کلاس نیستم که بیام ضبط کنم) 2. لطفا جزوه ها رو حداکثر دو یا سه روزه تحویل بدین!( اگه از این به بعد جزوه هاتون رو بدون عذر وجه با تاخیر بیارین بی نعارف دست به اقدامات ناخوشایندی میزنم) 3. اسم خودتون رو حتما ته جزوه ها بنویسین! 4. جان من، مرگ من ، تو رو به هرکی میپرستین بیایین این تاریخ جلسات رو درست بنویسین!(میتونین از توی برنامه تاریخا رو چک کنین) 5. به جان خودم قسم اگه کسی بخواد جزوه شو ماست مالی کنه(از رو کتاب بنویسه یا جزوه های سال بالایی ها و یا هرکار دیگه ای) تو وبلاگ یه آبروزی اساسی براش میکنم! حتی شما دوست عزیز! 6. به دلیل زیاد شدن تعداد جلسات ، بعضی از دوستان مجبورن دو بار جزوه بنویسن که سعی شده که فقط یک بار جزوه سنگین بهشون بخوره!!!! نکته مهم: با توجه به اعتراضاتی که به مسئولین دانشکده و بیمارستان کردیم و نامه هایی که خدمت این عزیزان (!) ارسال کردیم! و از همه مهمتر تحریم هایی که خودمان بر علیه انتشارات جدید وضع کردیم! انتشارات بیمارستان نرخش را از 50 تومان به 25 تومان یک رو و 30 تومان دو رو کاهش داده(البته قرار شده به ماها که حجم جزواتمون زیاد هست دو رو هم 25 تومان حساب کنه= البته هنوز در حال مذاکره هستیم) پس از روز شنبه 23 مهر جزوات رو در انتشارات بیمارستان میتونید کپی بگیرید!!! ممنون .
ادامه مطلب [ جمعه 22 مهر 1390 ] [ 02:02 بعد از ظهر ] [ سعید اسماعیلیان ]
[ برنامه زمانبندی ]
درود برنامه های سمیو عملی رو قبلادر همین مکان گذاشتم.الان برنامه اساتیدی که قراره سمیو عملی باهاشون داشته باشیم رو میذارم که رفتین بخش بدونین باید دنبال کی باشین که بهتون در امر یادگیری کمک کنه!!! اگر هم در درس سمیو کمی کاستی بود ،چیزی یاد نگرفتین، سرکارتون گذاشتن یا پیشنهادی داشتین واسه بهتر شدنش حتما به من اطلاع بدین تا به مقامات بالا اطلاع بدم که فرد خاطی رو اعمال قانون کنن و تو امتحانم چیزی که یاد ندادن رو ازمون نخوان.
ENT: 3شنبه ها: دکتر اسماعیل زاده یکشنبه ها: دکتر دامغانی شفا ارولوژی: 3شنبه :دکتر دانش پژوه یکشنبه ها :دکتر کتابچی شفا جراحی: 3شنبه: دکتر هادوی یکشنبه ها: دکتر واحدیان باهنر ارتوپدی: 3شنبه ها: دکتر کریمی و صادقی یکشنبه ها:دکتر سعید باهنر چشم : 3شنبه ها: دکتر قاسم زاده یکشنبه ها: دکتر بیگ زاده زنان : 19/7 دکتر امیری 26/7 دکتر پرنده 3/8 دکتر مرادی 10/8 دکتر اسلام نیک 17 /8 دکتر امیری 22/8 دکتر پرنده [ دوشنبه 18 مهر 1390 ] [ 08:03 بعد از ظهر ] [ نماینده ی کلاس ]
[ نظرات ]
|
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||